کودکان را مانند بونسای پرورش ندهیم!

پرورش کودکان بونسای

کودکان را مانند بونسای پرورش ندهیم!

پرورش کودکان به شیوه بونسای!

پرورش کودکان یکی از اصلی ترین وظایف و دغدغه های والدین است، در این مطلب نگاه متفاوتی به این موضوع خواهیم داشت:

حتماً نام بونسای را شنیده اید و حتی شاید خودتان هم نمونه ای از آن را در خانه یا محل کارتان داشته باشید، درختچه های کوچک تزئینی که در گلدان کاشته شده اند. اجرای یک هنر چند هزار ساله ژاپنی بر روی گیاهان…

 

 

فرزندپروری

 

در تعریف بونسای در ویکی پدیا آمده است:

(یک گیاه چوبی که در حین رشد دستکاری می‌شود به‌طوری که به صورت یک درخت کوچک در خطوط ساده باقی مانده و ویژگی‌های اساسی یک نمونه طبیعی و کاملاً رشد یافته را به نمایش می‌گذارد.

نکتهٔ اساسی دربارهٔ بونسای این است که بتوان درختچه را به همان شکل زیبای مشابهی که در طبیعت موجود است پرورش داد. این درخت درست باید شبیه به درختی باشد که دهه‌ها و سده‌هاست که در طبیعت رشد کرده‌ است.)

 

حالا شاید بپرسید این موضوع چه ربطی به فرزندپروری ما و موضوع این سایت دارد؟

توضیح خواهم داد، اما قبل از پاسخ به این سوال بیایید تعریف یک گیاه بونسای را کمی دقیق تر بررسی کنیم…

چند کلید واژه اساسی در تعریف این نوع از پرورش گیاهان به چشم می خورد که بیانگر روش و ویژگی های اصلی گیاه بونسای است:

  • دستکاری گیاه در حین رشد
  • باقی ماندن در خطوط ساده
  • به نمایش گذاشتن ویژگی های یک گیاه طبیعی و کاملا رشد یافته
  • مشابه درخت زیبای طبیعی
  • شبیه بودن به درختی که دهه ها در طبیعت رشد کرده

اگر نمونه ای از گیاهانی که به شکل بونسای پرورش داده شده اند را دیده باشید، حتماً تایید می کنید که با یک هنر بی عیب و نقص و شاید حتی با یک معجزه کوچک مواجه شده اید.

گیاهی که با دستان هنرمندی پرورش یافته و نمایشی از هنر صاحب آن است، اما طبق تعریفی که دیدیم، این گیاه، یک گیاه طبیعی نیست.

هر چند زیبا و مشابه نمونه اصلی خودش است، هر چند هنرمندانه و بدیع است اما به نهایت رشد خود نرسیده است و فقط ویژگی های گیاه اصلی را به نمایش می گذارد و در یک کلام طبیعی نیست.

اگر این گیاه را با دستکاری در مسیر رشد خود دچار تغییر نمی کردیم، همین ظاهر و شکل و شمایل را داشت یا حتی شاید در ظاهر، زیبایی کمتری هم داشت و دیگران را به اعجاب و تحسین خالق این اثر هنری وا نمی داشت، اما طبیعی بود، سر به فلک کشیده بود، در زمین ریشه دوانده بود و نقشی اساسی تر در دوران حیات خود، بازی می کرد تا چیزی که امروز هست.

درختچه بونسای فارغ از زیبایی خودش، بیشتر نشانه ای است از هنر کسی که آن را پرورش داده…

 

پرورش کودک

 

طبیعت و ذات خود درخت میل به رشد طبیعی دارد اما هنرمند بونسای با صرف زمانی نسبتاً طولانی و انرژی بیشتر نسبت به پرورش معمولی همان گیاه، از همان ابتدای تولد این گیاه، به هرس کردن دائم شاخه ها، قطع ریشه ها و جلوگیری از رشد طبیعی آن می پردازد، هر ساله گلدانش را تنگ تر می‌کند و مجال رشد و بالیدن به او نمی‌دهد تا پس از چند سال شاهد یک اثر هنری زیبا باشد که تعجب و تحسین همگان را برانگیزاند.

اما آیا هدف اصلی و نخستین، از آفرینش آن گیاه همین بوده است؟ برانگیختن تحسین بینندگان یا بالیدن و قد کشیدن و رساندن شاخه ها به اوج آسمان و نقش آفرینی در طبیعت؟

شاید حالا متوجه منظور من از بیان این مطلب و مقایسه شیوه‌های پرورش کودکان با پرورش یک گیاه بونسای شده باشید.

آیا بسیاری از والدین به ویژه در دوران ما چنین روندی را در پرورش فرزندان خود در پیش نگرفته اند؟

والدینی که به دلایل مختلف فرزندانشان را در یک چارچوب و قالب خاص که از نگاه آنها درست و زیباست، پرورش می دهند.

کودکانی که آن ها بار می آورند، در ظاهر تحسین برانگیزند، همانگونه که یک گیاه بونسای تحسین بیننده را بر می انگیزد، اما این کودکان هم، دقیقاً مانند همان گیاه بونسای، طبیعی رشد نکرده اند، بیشتر برای به نمایش گذاشتن هنر دست پرورش دهنده شان آماده شده اند و درست است که شبیه آن چیزی هستند که باید باشند و حتی بسیار هنرمندانه تر از نمونه اصلی، اما خود واقعی آن نیستند.

به کلید واژه های تعریف گیاه بونسای برگردید و یک بار دیگر با دقت آن ها را با روش های تربیتی پرورش کودکان مقایسه کنید.

تشابه قابل تأملی با بسیاری از رفتارهای والدین این دوره و حاصل عملکرد آنها با تعریف مذکور می توان پیدا کرد…

رشد طبیعی چگونه است؟

گیاهی که این شانس را داشته است که در یک محیط طبیعی مثلاً یک جنگل، رشد کند و کسی نبوده که دائماً ریشه هایش را ببرد و شاخ و برگهایش را هرس کند، سر به فلک می کشد و در طول مسیر رشد و نمو خود، تجارب مختلف ارزشمندی کسب می‌کنند، او آنقدر ریشه می دواند که حتی نیازی به آبیاری غیرطبیعی ندارد. در یک کلام او می داند که چطور باید به حیات خود ادامه دهد…

البته شاید شاخ و برگهای اضافی هم بیاورد، شاید دچار مشکلاتی هم بشود، شاید به زیبایی یک بونسای نباشد، اما جزئی از طبیعت است، سایه اش را بر سر موجودات دیگر می گستراند و به جزئی از اکوسیستم این کره خاکی تبدیل می شود که بود و نبودش برای زمین و ساکنین آن تفاوت ایجاد می‌کند. او رها و آزاد و فارغ از چارچوب تنگ یک گلدان، زندگی را عمیقاً تجربه می کند.

کودکان هم مانند گیاهان لازم است که مسیر طبیعی رشد خود را طی کنند، در دوره های مختلف زندگی، مطابق با نیاز آن دوران زندگی کنند، تجربه کسب کنند، گاهی اشتباه کنند، درس بگیرند و تبدیل به فردی شوند که شاید به ظاهر و از نظر دیگران، هنرمندانه و تحسین برانگیز نیستند، اما مطمئناً طبیعی هستند، تجربه های ارزشمندی کسب کرده اند و آماده اند که نقش واقعی خود را در جامعه و در زندگیشان بازی کنند.

آنها زیستن را تجربه کرده و آموزش می بینند، ریشه می دوانند و حلال مسئله های زندگی خود و حتی دیگران می شوند.

و اما کودکان بونسای، کودکانی که مانند همان گیاه بونسای تا پایان عمر نیازمند نگهداری، کنترل، نظارت و رسیدگی هستند و هرگز نمی توان این شاهکارهای هنرمندانه را حتی پس از سال‌ها رسیدگی و مراقبت بی وقفه، به حال خود رها کرد.

هر دوی این عجایب هنرمندانه، اگر رها شوند نمی توانند و نمی دانند که چطور به زندگی و حیات طبیعی خود ادامه دهند و به شدت آسیب پذیر خواهند بود.

 

تربیت کودکان

 

بیایید اجازه دهیم کودکان مسیر طبیعی رشد خود را طی کنند و همواره به خاطر داشته باشیم که فرزندان ما بونسای نیستند!

شما جزء کدام دسته از والدین هستید؟ آیا شما هم در حال پرورش یک کودک بونسای هستید یا فقط یک باغبان دانا و آگاهید که به موقع نیازهای کودک را برطرف می کنید و به اندازه کافی اجازه رشد و بالیدن به او می دهید!؟

خوشحال می شوم که نظر ارزشمند شما را هم در قسمت دیدگاه های همین مطلب مطالعه کنم…

 

این مقاله هم می تواند برایتان جالب باشد:

نه تشویق نه تنبیه(آثار مخرب تشویق و پاداش در کودکان)

تنبیه از طریق تشویق

اشتراک گذاری این نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.