14 بازی کودکانه آرامش بخش که به راحتی می توانید در خانه با فرزندتان انجام دهید…

بازی کودکانه آرامش بخش

14 بازی کودکانه آرامش بخش که به راحتی می توانید در خانه با فرزندتان انجام دهید…

در این مقاله به معرفی چندین نمونه بازی کودکانه آرامش بخش می پردازم که با شیوه های متفاوتی از جمله نوازش یا ماساژ آرام، تحرک و جنبش بدنی نسبی، کنترل تنفس و یا تصویرسازی ذهنی، سبب کنترل تنش ها و به آرامش رسیدن کودک می شوند.

از بازی های کودکانه در چه مواردی می توان استفاده نمود؟

بازی ابزار بسیار مناسبی است که می توان از آن برای جنبه های مختلف آموزش و پرورش کودک استفاده کرد.

کودکان می توانند مطالب آموزشی و علمی گوناگون را با بازی یاد بگیرند. 

آنها می توانند مسائل رفتاری و تربیتی مختلف و آداب اجتماعی یا نحوه برخورد با مسائل و مشکلات را هم با بازی فرا بگیرند.

از طرفی امروزه تکنیک های مختلف بازی درمانی برای کمک به درمان و حل مسائل و مشکلات کودکان در زمینه های مختلف به وجود آمده اند.

نتایج تحقیقات مختلف خبر از اثربخشی این روش ها در پیشگیری و یا درمان مشکلات روحی و عاطفی کودکان می دهند.

در این میان بازی هایی نیز برای آرام سازی و دور کردن کودکان از تنش ها و درگیری های ذهنی ابداع شده اند.

انجام روزانه یک بازی کودکانه آرامش بخش با فرزندتان، سبب تخلیه هیجانات منفی، ترس ها و نگرانی ها، اضطراب ها، غم ها و غصه ها و یا افسردگی شده و کودک را به آرامش می رساند.

در این مقاله  14 بازی کودکانه آرامش بخش برای کودکان و خردسالان بالای سه سال معرفی شده اند که شما می توانید با مطالعه و انجام دادن آن ها با فرزندتان او را از فواید ارزشمند این بازی ها بهرمند سازید.

علاوه بر آن می توانید با الهام گرفتن از این چهارده بازی کودکانه آرامش بخش، بازی های آرامش بخش دیگری را نیز ابداع کنید.

یک نکته مهم و قابل تأمل:

تحقیقات نشان می دهند که بازی کردن با کودکان می تواند برای بزرگسالان نیز فواید زیادی داشته باشد.

یکی از اثرات بازی با کودکان دور شدن بزرگسالان از تنش ها و فشارهای روحی و رسیدن به آرامش و احساس بهتر است. بنابراین انجام یک بازی کودکانه آرامش بخش با کودک، علاوه بر به آرامش رساندن کودک می تواند سبب ایجاد آرامش روحی برای والدین نیز گردد.

از سوی دیگر بازی یک راه بسیار قوی و مؤثر برای برقراری رابطه با کودکان می باشد.

کودکان معمولاً به کسانی که با آن ها بازی می کنند، علاقه بیشتری دارند و حرف شنوی بیشتری نسبت به آن فرد نشان می دهند.

بنابراین یکی از راه های ایجاد یک ارتباط عمیق و دوستانه و توأم با احترام بین والدین و فرزندان، بازی کردن پدر و مادر با کودک است.

با توجه به نکات ذکر شده، از بازی با فرزندتان غافل نشوید و زمان هایی را که صرف بازی کردن با او می کنید، فرصتی برای ورود به دنیای کودکانه او بدانید.

fh

توضیحاتی جهت انجام بازی ها:

همه این 14 بازی کودکانه آرامش بخش ، می توانند به صورت گروهی در جمع دوستانه یا مهمانی های کودکان، در کلاس و یا به تنهایی و در خانه با کودک اجرا شوند. 

توضیحات این 14 بازی کودکانه آرامش بخش، برای یک فرد بزرگسال که از او با عنوان «مربی» یاد شده است، داده شده اند.

اما والدین نیز می توانند همه این بازی ها را در خانه با فرزند خود اجرا کنند.

در بازی هایی که در دستورالعمل، به صورت گروهی توضیح داده شده اند، یک فرد بزرگسال می تواند به همراه کودک یکی از نقش های بازی را برعهده گرفته و بازی را به صورت دو نفره انجام دهند.

در بعضی از بازی ها می توان از عروسک های کودک به عنوان نفرات دیگر بازی، به صورت نمادین، استفاده نمود.

معرفی و دستورالعمل 14 بازی کودکانه آرامش بخش:

نکته: در دستورالعمل بازی ها علامت … به عنوان نماد سکوت و اندکی مکث استفاده شده است.

بازی اول:

 من یک بادکنک هستم

بچه ها روی زمین نشسته و خود را کاملا جمع می کنند.

مربی یا یک فرد بزرگسال تعریف می کند:

تصور کن که تو یک بادکنک بدون باد هستی.

 حالا داری آرام آرام باد می شوی و هر بار که نفس می کشی کمی بزرگتر می شوی(سکوت)

حالا با نفس های عمیق، بزرگ تر و بزرگ تر می شوی، به زانو می نشینی. حالا برمی خیزی و می ایستی(سکوت)

حالا دست هایت را باز می کنی و نشان می دهی که چه بادکنک بزرگی شده ای(سکوت)

ناگهان این بادکنک با صدای بلندی می ترکد.(همه بچه ها داد می زنند: بوم!)

بعد روی زمین می افتی و آرام می مانی(سکوت)

بعد از چند لحظه مربی پایان بازی را اعلام می کند.

بازی دوم:

قالیچه سحر آمیز

بچه ها روی زمین می نشینند و چشمان خود را می بندند.

مربی می گوید: تصور کن که در جای دوری هستی و روی قالیچه ای نشسته ای؛ قالیچه ای گرم و نرم(سکوت) که بسیار زیباست.

این قالیچه، یک قالیچه معمولی نیست. یک قالیچه سحرآمیز است که می تواند تو را به همه جا ببرد.

آرام آرام قالیچه بالا می رود. ابتدا چند سانتیمتر و بعد بالا و بالاتر…

قالیچه خیلی آرام و بدون خطر تو را به پرواز در می آورد.‌..

تو احساس سبکی می کنی و همه چیز زیر پای توست، کوچک و خیلی ریز…

تو در حال پرواز هستی و همه جا را تماشا می کنی، هرجا را که بخواهی…

آدم ها، درختان، خانه ها، آسمان و خورشید را…

نور و گرمای خورشید را بر روی پوست خودت احساس می کنی و نسیم را بر روی صورتت.

تو صدای پرنده ها را می شنوی…

بعد قالیچه را فرود می آوری، نرم و آرام…

آنرا جمع می کنی و یک جای مطمئن می گذاری…

و هر وقت دوباره خواستی قالیچه را بیرون می آوری و با آن به پرواز در می آیی…

ولی حالا با ما هستی  و آرام چشمهایت را باز می کنی و  از جای خودت بلند می شوی.

توضیحات: ممکن است بچه ها در طول بازی چشمهای خود را باز کنند.

باید همه بچه ها طرف صحبت مربی باشند و می توان به جای کلمه «تو» از «شما» یا «ما» استفاده کرد.

در این سفر خیالی به پایان رساندن آرام و نرم بسیار مهم است.

بعد از پایان سفر، هر کس هر وقت دلش بخواهد می تواند از جای خود بلند شود.

بعداً با کودک درباره سفر و احساساتش صحبت کنید.

بازی سوم:

پروانه

بچه ها روی زمین می نشیند و مربی می گوید: تو کاملا آرام هستی و اگر بخواهی می توانی چشمان خود را ببندی.

با آرامش کامل نفس می کشی و با بازدم نفست را بیرون می دهی…

تصور کن در چمنزاری هستی، با هوای گرم و گل های رنگارنگ که عطرافشانی می کنند…

آنجا روی یک گل، پروانه ای نشسته است، با بال های بزرگ و رنگی که مانند رنگین کمان می درخشند…

سبک و نرم بلند می شود و آرام آرام به آسمان پر می کشد و با خیالی آسوده خود را به باد می سپارد…

به پرواز ادامه می دهد، بالا و بالاتر، وسیع و پر دامنه. تو آن را تماشا می کنی…

کاملا آرام هستی و زمینی که روی آن نشسته ای را احساس می کنی…

زمین را با پاهایت لمس می کنی… و با دست هایت…

آرام نفس می کشی…

این سفر باید آرام و با احتیاط تمام شود و هر کدام از بچه ها باید هر وقت مایل بود، از جای خود بلند شود.

در پایان درباره سفر با هم صحبت کنید.

بازی چهارم:

زنجیره نوازش 

بچه ها در یک صف پشت سر هم روی زمین می نشینند.

مربی پشت سر آخرین نفر می نشیند و شروع به نوازش شانه های او  می کند و در گوشش آهسته می گوید: شانه های دوست جلوییت را نوازش کن.

حالا این کودک، شانه های نفر جلویی را نوازش می کند و این زنجیره ادامه پیدا می کند تا نوازش مربی به همه بچه ها منتقل شود.

مربی به تدریج شکل ماساژ را تغییر می دهد.

ابتدا به آرامی نوازش می کند، سپس ضربه های آرامی می زند و در نهایت این حرکات شامل نوازش بازوهای کودک هم می شود.

نکته: بعضی از بچه ها تماس های نزدیک را دوست ندارند. به این مسئله توجه کنید.

بازی پنجم:

گلوله کاغذی

بچه ها همه روی زمین نشسته اند و خودشان را کاملاً جمع کرده اند. مربی شروع به تعریف می کند:

تصور کن که یک گلوله کاغذی مچاله شده هستی و حالا آرام آرام چین و چروک خودت را باز می کنی. اول سر و بعد دست ها و پاهایت را باز و زمین را با بدن خود احساس می کنی.

حالا خودت را گسترش می دهی، از درازا و از پهنا…

مربی چند لحظه بچه ها را به اختیار خودشان می گذارد و سپس بازی را به پایان می رساند.

بازی ششم:

درخت کوچولو خودت را تکان بده

بچه ها همگی می ایستند. آنها باید به قدری با هم فاصله داشته باشند که دست هایشان به هم نرسد. حالا مربی شروع به صحبت می کند: 

ما همه درختان سیب هستیم و از شاخه هایمان سیب های بزرگی آویزان است. این سیب ها آن قدر سنگین شده اند که همه ما دوست داریم آنها را بیندازیم. پس باید شاخه هایمان را تکان بدهیم تا سیب ها جدا شوند و روی زمین بیفتند.

ابتدا باید این شاخه را بتکانیم.( مربی پای راستش را تکان می دهد و بچه ها تقلید می کنند)

حالا نوبت شاخه بعدی است.(پای چپ را تکان می دهد)

  و حالا شاخه های بعدی(دست راست و چپ را تکان می دهد)

اما انگار هنوز چند تا سیب باقی مانده است.

پس باید یک بار دیگر همه شاخه ها را محکم بتکانیم(حالا تمام بدن خود را همزمان می لرزاند)

بازی هفتم:

پَر و نفس

بچه ها همه به پشت دراز می کشند. دست ها را کنار بدن قرار می دهند، پاها را دراز می کنند و چشم ها را می بندند.

مربی شروع به صحبت می کند: به نفس هایت توجه کن که چگونه می آیند و می روند.

حالا به یک پر خیلی سبک فکر کن که بالای دهان تو معلق است. هربار که نفست را بیرون می دهی کمی بالا می رود و وقتی دوباره نفس می کشی کمی پایین می آید.

بگذار که پر کاملاً بالا برود و دوباره پایین بیاید…

این پر زیاد بالا نمی رود و آن قدر هم پایین نمی آید…

تو پر راخیلی بالا نمی بری و نمی گذاری خیلی هم پایین بیاید…

مربی به آرامی و با احتیاط بازی را به پایان می رساند.

هدف از این بازی این است که کودک دم و بازدم خود را با توجه به فرمان مربی تنظیم کند.

بازی هشتم:

قصه باغ وحش

بچه ها دایره وار و پشت سر هم روی زمین می نشینند. مربی هم در این حلقه می نشیند و همین طور که حرف می زند، حرکاتی هماهنگ با صحبت های خود، بر روی کمر نفر جلویی انجام می دهد. این حرکات را هر نفر روی کمر نفر جلویی خود تکرار می کند.

مربی می گوید: 

امروز ما به تماشای جانوران باغ وحش می رویم.

حالا داریم از در ورودی آن وارد می شویم. (همزمان دو طرف ستون فقرات نفر جلوییش را با لبه های بیرونی دستانش نوازش می کند)

خورشید می تابد و کمر ما را نوازش می کند. (با دست کمر او را دایره وار مالش می دهد)

میمون ها خوشحال هستند و به این سو و آن سو می پرند. (با کف دست به آرامی به کمر او ضربه می زند)

ببر وحشیانه مشغول خوردن است. (با دو دست شانه هایش را ماساژ می دهد) 

فُک سُر می خورد و خود را داخل آب می اندازد. (کف دو دستش را از بالای ستون مهره ها از چپ و راست به پایین سر می دهد)

کانگورو به این طرف و آن طرف می پرد. (انگشتان خود را روی کمر او جست می دهد)

شتر دو کوهان در وسط محوطه باغ وحش راه می رود. (با دو دست، آرام و با احتیاط روی کمر او را فشار می دهد)

ناگهان باد می آید. (سر او را با نوازش می خاراند)

باران می گیرد، چند قطره باران روی زمین می افتد. (با نوک انگشتانش ضربات آرامی به کمرش می زند)

ما به سرعت به طرف اتوبوس می دویم و به طرف خانه راه می افتیم. (با انگشتانش روی کمر او از پایین به بالا می دود و سپس دو دستش را روی شانه های او می گذارد)

بازی نهم:

توپ بازی با موج

پارچه بزرگی را روی زمین پهن می کنند. بچه ها دور این پارچه می ایستند و لبه آن را می گیرند.

  سپس با کمک هم پارچه را از زمین بلند می کنندو به بالا و پایین حرکت می دهند.

و در نهایت با یک ریتم هماهنگ آن را تکان می دهند.

مربی توپی را روی پارچه می گذارد و شروع به صحبت می کند:

یک قایق بادبانی کوچک روی دریای بزرگی در حال حرکت است و به آرامی بالا و پایین می رود. ناگهان هوا طوفانی می شود. امواج بالا و پایین می روند. قایق به شکل خطرناکی به تلاطم می افتد و روی امواج بالا و پایین می رود.  حالا طوفان، آرام ارام فروکش می کند و دریا آرام می شود.

بازی دهم:

علف و سنگ و ماسه

بچه ها بدون کفش و جوراب می ایستند.

هر کس ابتدا برای خود جایی پیدا می کند. چشمهایش را می بندد و مربی صحبتش را آغاز می کند: 

آرام آرام راه بیفتید و با کف پاهایتان راه را امتحان کنید. تصور کنید که دارید در میان علف ها می دوید….

کمی که جلو می رویم علف ها خیس هستند…

حالا به سنگریزه ها رسیده ایم. با احتیاط روی سنگریزه ها قدم بردارید. سنگریزه ها را کف پاهایتان احساس می کنید…

اکنون روی ماسه های داغ راه می روید. باید گام های بلندی بردارید تا سریع تر از این قسمت رد شوید…

در مراحل بعدی می توانید این راه ها را هم توصیف کنید: 

راه گِلی، راه یخبندان و برفی، راه نرم باتلاقی و …

بچه ها باید حرکات خود را با زمینی که در خیال خود روی آن راه می روند، هماهنگ کنند.

بازی یازدهم:

عروسک

یکی از بچه ها روی زمین می نشیند و بقیه بچه ها دور بچه ای که روی زمین نشسته است، جمع می شوند.

کودک میانی ساکت و آرام منتظر است تا ببیند بچه های دیگر با او چه می کنند.

مربی می گوید: این دوست شما که وسط نشسته است، عروسکی ظریف و شکننده است. شما باید خیلی با احتیاط به آن دست بزنید و گرنه می شکند!

بچه هایی که دور او جمع شده اند، دست های او را با احتیاط بالا می برند و به این طرف و آن طرف حرکت می دهند…

گروهی از بچه ها دست های عروسک را می گیرند و به آرامی تکان می دهند.

بچه هایی که دور پای عروسک جمع شده اند یک پای او را با احتیاط بلند می کنند و دوباره روی زمین می گذارند…

آنها پاهای عروسک را به آرامی حرکت می دهند…

حالا هر چهار گروه دست و پاهای عروسک را می گیرند و همه با هم آنها را به آرامی تکان می دهند…

بعد دوباره خیلی آرام دست و پای عروسک را روی زمین می گذارند تا نشکند.

بازی دوازدهم:

مثل گیاهان رشد کنیم

بچه ها دایره وار نشسته اند و خود را کاملاً جمع کرده اند و سرشان را پایین انداخته و بین دست ها و زانوهایشان پنهان کرده اند. با توضیحات مربی کودکان کم کم خود را باز کرده، بر روی زانومی ایستند و سپس از جا برخاسته و دستها و سرشان را بالا می گیرند و کمی خود را به اطراف تکان می دهند.

مربی می گوید:

گیاهان وقتی نهال هستند خیلی کوچکند. ولی رشد آنها به زودی شروع می شود. اول برگ های کوچک آنها پیدا می شوند و کم کم بیشتر و بیشتر می شوند….

حالا شاخه ها بزرگ و بزرگ تر می شوند….اول یک شاخه و بعد هم یکی یکی شاخه های دیگر…

گل ها شکفته می شوند و سرشان را به طرف خورشید بالا می گیرند. ریشه های گیاهان در زمین رشد می کنند. گیاهان در زمین خیلی محکم ایستاده اند. ریشه های بزرگ و چند شاخه به آنها توان ایستادگی می دهد. به این ترتیب گیاهان می ایستند، دست هایشان را به سوی خورشید دراز می کنند تا خودشان را گرم کنند. باد آن ها را به آرامی به هر طرف تکان می دهد…

روش دیگر این بازی: 

بچه ها مثل گیاهانی کوچک روی زمین می نشینند. یک لامپ روشن و خاموش می شود.

در مرحله تاریکی، گیاهان هر بار کمی رشد می کنند و تا لامپ روشن می شود، آن ها ثابت و بی حرکت می مانند.

سپس گیاهان یکدیگر را می بینند که چقدر بزرگ شده اند. پس از چند بار روشن و خاموش کردن لامپ، تمام نهال ها به گیاهانی بزرگ تبدیل می شوند.

از این به بعد، با هر بار روشن و خاموش شدن لامپ، در مرحله تاریکی گیاهان پژمرده و کوچک می شوند.

می توان به جای روشن و خاموش کردن محیط، از دو آهنگ متفاوت به عنوان نشانه روشنایی و تاریکی استفاده کرد.

بازی سیزدهم:

گردش خورشید

بچه ها دایره وار روی زمین می نشینند. یکی از آن ها به عنوان خورشید خانم انتخاب می شود و وسط دایره می نشیند.

مربی صحبت می کند: 

بچه ها! ……….(نام کودکی که وسط دایره نشسته است) که وسط دایره نشسته است، خورشید ما است.

بقیه شما که دور او نشسته اید، گیاهان ما هستید که زیر نور خورشید رشد می کنید.

در زمستان نور خورشید خیلی ضعیف است. برای همین هم خورشید خانم خودش را جمع کرده و چمباتمه زده است.

گیاهان هم ضعیف و ناتوان هستند و هیچ برگ و گلی هم ندارند و بقیه بچه ها خودشان را کوچک و کوچک تر می کنند…

حالا بهار از راه می رسد، خورشید خانم قوی و قوی تر می شود. آرام آرام از جای خود برمی خیزد. و حالا زمان بیشتری پرتو خود را بر روی گیاهان می تاباند.

حالا گیاهان هم جان می گیرند و آرام آرام رشد می کنند…

حالا تابستان از راه می رسد. پرتوهای خورشید، گرم و روشن هستند. خورشید بازوهای نورانیش را کاملاً باز می کند. گیاهان هم قد راست می کنند. گل ها غنچه هایشان را باز می کنند…

حالا پاییز فرا می رسد. خورشید خانم دوباره ضعیف و کم نور می شود. خورشید خانم آرام آرام در خودش فرو می رود. دیگر تنها گاه گاهی پرتوهای خودش را بر گیاهان می تاباند. گیاهان هم آرام آرام کوچک می شوند. گل ها بسته می شوند و برگ ها از شاخه ها می افتند.

حالا زمستان شده است. پرتوهای خورشید دیگر خیلی ضعیف هستند. خورشید خانم نشسته و در خودش فرو رفته است. گیاهان هم کاملاً ضعیف و کوچک شده اند. آن ها منتظر بهار بعدی نشسته اند.

بازی چهاردهم:

شکار موش

بچه ها دایره وار روی زمین می نشینند و مربی شروع به صحبت می کند: تصور کنید که یک گربه هستید و پاورچین پاورچین روی چمن ها قدم بر می دارید. (همه بچه ها آرام به جلو خم می شوند)

گربه ها هر چه سر راهشان باشد را می بینند، بو می کنند و صدای آن را می شنوند…

آنها گل ها را بو می کنند… به جیک جیک پرندگان گوش می دهند… اوج گرفتن پروانه ها را تماشا می کنند…

آنجا را نگاه کن، آن چیست؟ همه گربه ها می ایستند و خودشان را جمع می کنند.

یک موش از سوراخ خودش بیرون آمده است. گربه ها آرام آرام و خیلی نرم حرکت می کنند.

باید خیلی ساکت باشند وگرنه موش متوجه می شود و فرار می کند… حالا موش، گربه ها را می بیند و به سرعت به سوراخ خودش می رود.

همه گربه ها به سرعت به دنبال او می روند. گربه ها ناامید می شوند، چون موش در سوراخ خودش پنهان شده است…

گربه ها با احتیاط به حرکت ادامه می دهند. آن جا کمی جلوتر یک موش دیگر را می بینند…

بعد از سه مرحله مربی می گوید: اکنون گربه ها همه خسته هستند، می خوابند و استراحت می کنند. 

پس از چند لحظه بازی تمام می شود و همه بلند می شوند.

جمع بندی:

در این مقاله 14 بازی کودکانه آرامش بخش معرفی و دستورالعمل اجرای آنها بیان شده است.

استفاده از این تکنیک های بازی درمانی از بهترین شیوه ها برای حل مسائل و مشکلات روحی و عاطفی کودکان به حساب می آید.

اگر شما هم بازی کودکانه آرامش بخش دیگری سراغ دارید، دستورالعمل آن را در قسمت نظرات ثبت نمایید.

منبع بازی های معرفی شده در این مقاله، کتاب 250 بازی 5 دقیقه ای نوشته پترا راین هارد، ترجمه اکبر نقدی می باشد.

منبع تصویر شاخص این نوشته : www.blessedlearners.com

این مطلب را هم ببینید:

کتاب الکترونیکی پرورش مهارت های اساسی در کودکان

education for children

 

 

اشتراک گذاری این نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.